چهارسالگی
روزی رو یادم می اید که حتی به راحتی نمیتوانستی دستانت را تکان بدهی و حالا برای برگزاری تولدت برنامه ریزی میکنی چه زود روزها میگذرند و من هنوز آن تصویر روز تولدت را در خاطر میگذرانم و حالا در چهارسالگی تمام رویای تو پلیس شدن هست یک پلیس از نوع نیروی انتظامی آخه پارسا خیلی رنگ سبز رو دوست داره و همراه پلیس که در همه حال همراه پلیس بودن و تنقلات که بعضی هاش پلیسی و بعضی هاش غیر پلیسی بودن و کیک پلیسی که با گشتن در قنادی ها نتیجه کار این شد و شام و همراه پلیس که در اینجا همراهی خود را با پلیس قطع کرده و به قسمتهای خوشمزه رفتند و کمی رسیدگی جهت رفع خستگی ...












